الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

464

الغدير ( فارسى )

داستان تهنيت محمّد بن جرير طبرى در كتاب الولاية حديثى را به اسناد خود از زيد بن ارقم آورده كه قسمت زيادى از آن قبلا ذكر شد « 1 » و در پايان حديث مزبور آمده است كه رسول خدا فرمود : اى گروه مردم ، بگوييد : با تو از صميم قلب پيمان بستيم و با زبان عهد كرديم و دست بيعت بر اين امر داديم ، عهد و پيمان و بيعتى كه اولاد و اهل بيت و كسان خود را بدان فرا خوانيم و به جاى اين سيرهء مقدّس روش ديگرى را نپذيريم و تو گواه بر ما هستى و خداوند از حيث گواهى كافى است . بگوييد آنچه را كه به شما گفتم ، بر زبان آريد و به على به عنوان فرمانرواى مؤمنان سلام كنيد و بگوييد : سپاس خداى را كه ما را بدين راه رهبرى كرده و اگر ما را رهبرى نكرده بود ، راه خويش را نمىيافتيم . « 2 » همانا خداوند هرصدا و آهنگى را مىشناسد و مىشنود و به خيانت هرخائن واقف است ، پس هركس پيمان‌شكنى كند ، به زبان خود كرده است و كسى كه به پيمان خدايى وفادار بماند ، خداى پاداش بزرگ به او خواهد داد . « 3 » بگوييد چيزى را كه موجب رضايت خداوند است و اگر ناسپاسى كنيد ، خداوند از شما بىنياز خواهد بود . زيد بن ارقم گفت : در اين هنگام مردم به طرف رسول خدا شتافتند ، در حالى كه همه مىگفتند : شنيديم و امر خدا و رسولش را از صميم قلب فرمانبرداريم ، و نخستين كسانى كه دست بيعت به پيغمبر و على دادند ، ابو بكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير بودند با باقى مهاجران و انصار و ساير مردم تا اينكه نماز ظهر و عصر در يك وقت خوانده شد و اين جريان امتداد يافت تا نماز مغرب و عشاء نيز در يك زمان خوانده شد و تا سه روز امر بيعت ادامه داشت . اين روايت را احمد بن محمّد طبرى ، مشهور به خليلى در كتاب مناقب على بن ابى طالب كه به سال 411 در قاهره تأليف كرده ، از طريق استادش محمّد بن ابى بكر بن عبد الرحمن آورده و در آن چنين آمده است :

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 214 - 216 . ( 2 ) . اعراف 7 / 43 . ( 3 ) . فتح 48 / 10 .